مهدى فرمانيان
196
آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )
در همين سال متهم گرديد كه در طراحى سوء قصد به جان ناصر الدين شاه با گروهى از بابيان دخالت داشته است . بدين ترتيب براى بار دوم دستگير شد ؛ اما حسين على به سفارت روس پناه برد و مورد حمايت سفير روس قرار گرفت . سرانجام با توافق دولت ايران و سفير روس ، ميرزا حسين على به عراق منتقل شد . « 1 » او پس از رسيدن به بغداد نامهاى به سفير روس نگاشت و از وى و دولت روس براى اين حمايت قدردانى كرد . در بغداد نيز نماينده دولت انگليس و دولت فرانسه با وى ملاقات كرده ، حمايت دولتهاى خويش را به او ابلاغ ، و حتى تابعيت انگلستان و فرانسه را نيز به او پيشنهاد كردند . والى بغداد نيز با حسين على و بابيان با احترام رفتار كرد و حتى براى آنها مقرّرى تعيين نمود . « 2 » ميرزا يحيى كه عموم بابيان او را جانشين بلا منازع باب مىدانستند ، با لباس درويشى مخفيانه به بغداد رفت و چهار ماه زودتر از بهاء اللّه به بغداد رسيد . در اين هنگام بغداد و كربلا و نجف مركز اصلى فعاليتهاى بابيان شد و روز به روز بر جمعيت آنان افزوده مىشد . در همين دوران برخى از بابيان ، از جمله نه نفر از رهبران ايشان مدعى « من يظهره اللّه » شدند . مىدانيم كه على محمد باب به ظهور فرد ديگرى پس از خود كه او هزار سال بعد از او مىآيد بشارت داده بود و از بابيان خواسته بود به او ايمان آورند . اما شمارى از رهبران بابيت به اين موضوع اهميت ندادند و خود را « من يظهره اللّه » يا « موعود بيان » دانستند . بسيارى از اين افراد با همكارى ميان حسين على و يحيى كشته شده و يا از ادعاى خود دست برداشتند . با اذيت و آزار بابيان و تعرض ايشان به مسلمانان و بهويژه زائران ايرانى عتبات عاليات و به درخواست دولت ايران سرانجام دولت عثمانى بابيان را از عراق به استانبول و بعد از چهار ماه به ادرنه منتقل كرد . در همين زمان حسين على ادعاى مقام « من يظهره اللّه » كرد و مقدمهء انشعاب در ميان بابيان گرديد . گروهى از بابىها ادعاى او را نپذيرفتند و بر جانشينى ميرزا يحيى ( صبح ازل ) باقى ماندند و ازلى نام گرفتند و پيروان ميرزا حسين على ( بهاء اللّه ) بهائى خوانده شدند . « 3 » ميرزا حسين على با ارسال نامههايى به بابيان آنان را به دين جديد فراخواند و طولى نكشيد
--> ( 1 ) . اشراق خاورى ، پيشين ، ص 77 ؛ شوقى افندى ، پيشين ، ج 2 ، ص 6 . ( 2 ) . شوقى افندى ، پيشين ، ص 134 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 192 - 220 .